مبانی و معیارهای طراحی تجهیزات تلهمتری(اسکادا)- قسمت پنجم
ب- کابل یا خطوط زمینی:
ارتباط زمینی در گذشته، مهمترین روش انتقال اطلاعات بود. ارتباطات کابلی را میتوان به حالتهای زیر دستهبندی کرد:
- شبکه : با توجه به نزدیکی نقاط کنترلی، میتوان از شبکه برای انتقال اطلاعات استفاده نمود. از شبکههای معروف میتوان به Profibus-DP و Foundation Field bus اشاره کرد. PLCهای انتخابی باید دارای کارت مخابراتی جهت اتصال به شبکهی مذکور را داشته باشند. در این طرح، PLCهای ایستگاه پمپاژ اصلی بهعنوان Master و PLCهای چاهها و یا سایر ایستگاهها، بهعنوان Slave درنظر گرفته میشوند. برای اطمینان بیشتر، شبکه را بهصورت Redundant درنظر گرفت. این روش را یک شبکهی کنترلی توسعهیافته میتوان درنظر گرفت. با توجه به فاصلهی نقاط، لازم است تکرارکنندههایی در طرح درنظر گرفت که تعداد دقیق آنها بعد از بررسیهای محلی صورت میگیرد.
- فیبر نوری (Fiber Optic): غالبا" به صورت اختصاصی باید ایجاد گردد و متناسب با میزان اتصال، دارای قیمت بسیار بالایی میباشد. فیبرنوری غالبا" برای ارتباط با سایر شبکهها و بهعنوان بستر مخابراتی بهکار گرفته میشود و در ساختار یک به یک، دستیابی به سرعتهای بسیار بالا در آن امکانپذیر میباشد.
معایب فیبر نوری شامل موارد زیر میباشند :
*- نیازمند سرویسهای اختصاصی برای نصب میباشد.
*- هزینههای اتصال در آن ممکن است بسیار زیاد باشد.
*- توسعه، بهوسیلهی مشتری باید انجام گیرد.
- خطوط اجارهای (Leased Line) : غالبا" بهصورت استیجاری از شبکهی مخابراتی موجود، در اختیار گرفته شده و متناسب با میزان اتصال، دارای قیمت پایینی میباشد. دارای انواع مختلف مانند مدار آنالوگ دو سیمه، مدار آنالوگ چهار سیمه و سرویسهای دیجیتالی میباشد.
در انتخاب این سیستمها، دقت زیادی باید بهعمل آید. به عنوان مثال برای خطوط یک به یک، مودمهای معمولی، در کاربردهاییکه از مسیرهای گوناگون میگذرند، مفید نمیباشد. برخی از سرویسهای دیجیتالی نیز که بهصورت Master/Slave میباشند، برای ساختارهای مخابراتی پیچیده، مناسب نیستند. غالبا" صاعقه سبب ایجاد خطا در این نوع سیستمها میگردد و توسعهی این سیستمها توسط شرکت مخابرات انجام میگردد.

این وبلاگ محلی است برای تبادل اطلاعات فنی در مورد تجهيزات الكتريكي و ابزاردقيق نيروگاه هاي برق آبي ، ايستگاه هاي پمپاژ آب و تصفيه خانه هاي آب و فاضلاب